توضیحات
بلک پنتر و شوری در حال سقوط آزاد از صخره هستند. شوری با استفاده از یک اختراع جدید (یک جفت بال!) هر دوی آنها را نجات میدهد .
آنها باید هرچه سریعتر خود را به هواپیما و محمولهی واکسن برسانند، اما مسیر بازگشت از جنگل پر از خطرات جدیدی مثل مار پیتون غولپیکر است . در نهایت، آنها موفق میشوند واکسن را به بیمارستان میرسانند.
در این بین، مچجازی (Mchejazi) – آنتاگونیست اصلی – نقشه خود را عملی میکند. او با افزایش سه برابری تولید ویبرانیوم قصد دارد با ایجاد رفاه مادی، مردم را از خانواده سلطنتی جدا کند و خود را به عنوان ناجی معرفی کند . او همچنین افراد اطراف خود را هیپنوتیزم کرده و کنترل میکند.
نقطه اوج داستان در پیرانا کوو (Piranha Cove) رخ میدهد. نقشه برای نابودی پشههای آلوده با مشکل مواجه میشود. شوری برای نجات اوضاع مجبور میشود با شیرجه زدن درون آبشار پر از پیرانا، حشرات را به دام بیندازد . در این حین، ملکه راموندا داستانی از گذشته را تعریف میکند: وقتی شوری ۱۱ ساله بوده، در همین مکان باعث مصدومیت دوستانش شده و از آن روز دچار تروما و احساس گناه بوده. شیرجه زدن او در این شماره، نماد غلبه بر همان ترومای کودکی است .
در پایان، مچجازی هویت واقعی خود را فاش میکند: او یک موجود فضایی به نام کینگ کاداور (King Cadaver) است! او پس از شکست خوردن، با چتر نجات فرار میکند . در نهایت، تیچالا و شوری تصمیم میگیرند مردم فعلاً ثروتهای مادی که مچجازی داده را حفظ کنند تا اوضاع به حالت عادی برگردد .







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.